دکتر اینترنتی

مطالب متنوع پزشکی و آموزشی

دکتر اینترنتی

مطالب متنوع پزشکی و آموزشی

هورمون پرولاکتین

نام های دیگر این هورمون لاکتوژن ، ماموتروپ یا لاکتوتروپ می با شد. نقش اصلی آن تولید و ترشح شیر در غدد شیر ساز پستانها است، ولی در سلول های کبد ، کلیه ، غدد تناسلی و برخی نواحی دیگر بدن نیز گیرنده های پرولاکتینی شناسایی شده اند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، نقش پرولاکتین در مردان شناخته شده نیست ولی میزان این هورمون در خون زنان بیشتر از مردان است. در دوره حاملگی مقدار هورمون در خون زنان بشدت افزایش می یابد و دو تا سه هفته پس از زایمان به حد طبیعی باز می گردد. مکیدن پستان باعث تحریک ترشح پرولاکتین و ادمه ترشح آن می گردد. به نظر می رسد پرولاکتین در بروز میل جنسی نیز نقش داشته باشد و به همین دلیل گاهی آن را هورمون عشق (Love hormon ) می نامند.

ترشح هورمون تحت تاثیر دو فاکتور آزاد کننده و مهار کننده هیپوتالاموسی کنترل می شود که تاثیر فاکتور مهار کننده بیشتر از فاکتور آزادکننده است.مقدار ترشح هورمون در شبانه روز حالت نوسانی دارد و در طول شب بیشتر از روز است.همچنین مکیدن پستان ها ، تحریک نوک پستان توسط جنس مخالف ، مقاربت ، استرس ، هیپوگلیسمی ( کاهش قند خون ) و فعالیت شدید بدنی در زنان ترشح هورمون را افزایش می دهد. ترشح هورمون های استروژنی قبل از بلوغ و در دوران آبستنی و همچنین هورمون رشد و انسولین و بعضی از هورمون های غدد آدرنال در رشد پستان ها و افزایش غدد شیر ساز پستان دخالت دارند.

آدنوم هیپوفیز بعنوان یکی از علل بالا بودن پرولاکتین معمولا خیلی خوب به برموکریپتین و یا caberglide پاسخ میدهد. این آکونیست های قوی گیرنده های دوپامینرزیک مستقیما ترشح پرولاکتین را مهار میکنند و ترشح آن را از هیپوفیز قدامی کم میکنند ، خواه آدنوم و یا میکرو آدنو م وجود داشته باشد.

خیلی از بیماران با بالا بودن پرولاکتین متوسط دوره های بدون پریود متوسط واقعی دارند..ولی بعضی دیگر فقط تولید پروژسترون فاز لوتئال آنها کمتر از حد طبیعی است. وقتی پر کاری پرولاکتین علت عدم تحمک گذاری است و یا اختلال تخمک کذاری است.. با طبیعی شدن پرولاکتین بهد از درمان داروئی عملکرد تخمدان در بیشتر بیماران بحالت طبیعی بر میگردد.

یکی از اختلالات وابسته به پرکاری پرولاکتین کم کاری تیروئید اولیه است. وقتی کم کاری تیروئید بطور کلینیکی ظاهر میشود..
مشکل تشخیصی وجود ندارد اگر چه در بعضی بیماران تیروئید در سطح طبیعی است.. ولی سطح TSH بالاست.. که در جهت جبران اولیه کم کاری تیروئید sublinical رخ میدهد. در مان مناسب بیماران با افزایش خفیف TSH و پرولاکتین جایگزینی هورمون تیروئید است که پاسخ به آن طبیعی شدن TSH و پرولاکتین و برگشتن سیکل تخمدان به حالت طبیعی را بدنبال دارد.

پرولاکتین بالا

از میان انوع پرولاکتینوماها ، میکرو پرولاکتینو ما در زنان شایعتر ترند. در حالی که ماکرو آدنوم ها بیشتر در مردان دیده میشود.
پرولاکتین در زنان میتواند در زنان سبب پرکاری غدد جنسی ناشی از کمبود گنادوتروپین ها شده و منجر به کمبود استروزن گردد. سطح گنادو تروپینها طبیعی است و استروئید های جنسی کاهش دارند. پرولاکتین ترشح پالسی گنادو تروپین ها را مهار میکند و افزایش ناگهانی LH در وسط سیکل متوقف میسازد که این امر منجر به عدم تخمک گذاری میگردد. در مردان مبتلا پرولاکتین بالا سطح تستوسترون معمولا کاهش یافته است.

خصوصیات بالینی
صرف نظر از علت پرولاکتینمی..خصوصیات بالینی در این اختلال مشابه است. پرولاکتینوما اغلب در زنانی که اختلال قائدگی و نازائی دارند رودتر تشخیص داده میشود.. و این موضوع بر خلاف مردان است که با کاهش میل جنسی و ناتوانی جنسی مراجعه میکنند. ۹۰% زنان مبتلا به پرکاری تولید پرولاکتین..با قطع قائدگی ترشح شیر از پستان یا نازائی شکایت دارند. چنانچه پرولاکتینوما پیش از شروع دوران قائدگی شروع شود بالغین ممکن است با عدم شروع قائدگی اولیه مراجعه کنند.

پرولاکتینوما علت ۱۵-۲۰ درصد موارد آمنوره ثانویه است. عدم تخمک گذاری بیمار با نازائی همراه است. ترشح شیر یا همان گالاکتوره.. ممکن است همزمان.. قبل.. یا بعد از اختلال قائدگی ایجاد شود و گاه ممکن است از نظر بالینی آشکار نباشد..یا تنها در معاینه پستان تشخیص داده شود. کمبود استروزن ممکن است موجب بروز استوپنی.. خشکی وازن احساس گر گرفتگی و تحریک پذیری گردد.

پرولاکتین تولید آندروزن آدرنال را تحریک میکند و افزایش آندروزن میتواند سبب افزایش وزن و پر موئی گردد.پرولاکتین ممکن است با اضطراب و افسردگی همراه باشد. مردان معمولا در اثر کم کار شدن غدد جنسی دچار کاهش میل جنسی و ناتوانی جنسی می شوند.این نشانه ها اغلب موارد توجه را به تشخیص پرولاکتینومای بالا جلب نمیکند..لذا در بسیاری از موارد تشخیص تا زمانی که اختلال دید.. سردرد و کم کاری هیپوفیز ایجاد شود به تاخیر می افتد.

تشخیص
عوامل متعددی از جمله شرایط فیزیولوزیک مختلف( حاملگی – استرس- تحریک نوک پستان) بعضی داروها( فنوتیازین ها- متیل دوپا- سایمتیدین- متوکلوپراماید ) و ضعیت های پاتولوزیک( کم کاری تیروئید نارسائی مزمن کلیه ضایعات قفسه سینه) ترشح پرولاکتین را تحت تاصیر قرار میدهند با اینحال سطوح پایه پرولاکتین بالای ۲۰۰ ng/dl معمولا بر وجود پرولاکتین بالا دلالت میکند برای اثبات تشخیص باید MRI انجام داد.

درمان
درمان داروئی توسط آگونیست دو پامین.. برومو کریپتین یا کابر گولین در اغلب بیماران عملکرد غدد جنسی و باروری را باز میگرداند. آگونیست های دوپامین در تعدا قابل توجهی از بیماران مبتلا به ماکرو آدنوم باعث کوچک شدن تومور می شود. در بیمارانی که دچار اختلالات میدان دید یا علائم عصبی شده اند و در بیمارانی که نمیتوانند داروی طبی را تحمل کنند جراحی ترانس اسفنوئئیدال لازم میشود.

مقادیر طبیعی پرولاکتین

من به بعضی از واحد های استفاده شده برای سنجش پرولاکتین اشاره میکنم… اما باید توجه داشته باشید که بهتره برای تعیین بالا یا پائین بودن مقادیر هر تستی علی الخصوص پرولاکتین, به مقادیر نرمال همان آزمایشگاهی که نمونه خونتونو تحویلش دادید توجه کنید

اگر واحد ng/ml باشد: برای مردان ۲۰-۰ طبیعی است و برای زنان ۲۳-۰ طبیعی است

اگر واحد ng/dl باشد: مقادیر بالای ۲۰۰ بر وجود پرولاکتین بالا دلالت دارد

اگر واحد mIU/l باشد : مقادیر بین ۶۰۰-۳۰ طبیعی است.
چرا پرولاکتین زیاد می‌شود؟

پرولاکتین نام هورمونی است که در طول دوران بارداری از قسمت جلویی غده هیپوفیز مادر ترشح شده و موجب می‌شود تا بافت‌ پستان تکامل یافته و شیر در آن تولید شود. طی بارداری، غده هیپوفیز مادر پرولاکتین زیادی می‌سازد (۱۰ برابر حالت عادی) و پس از تولد کودک با مکیدن ممتد پستان‌ها، غده هیپوفیز را همچنان تحریک می‌کند که به ساخت پرولاکتین ادامه دهد.
در حالت طبیعی، تنها وقتی که افزایش پرولاکتین را داریم، دوران شیردهی است و اگر در مواقع دیگر مشاهده شود، باید به دنبال بیماری خاصی بگردیم. از جمله مشکلاتی که می‌تواند به افزایش پرولاکتین منجر شوند: وقتی تشکیل توموری در همان ناحیه از هیپوفیز در مغز بوده و سلول‌های طبیعی که پرولاکتین می‌ساختند، تغییر شکل یافته و به تومور تبدیل شدند (پرولاکتینوما) و بی‌دلیل هورمون می‌سازند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، گاهی سلول‌های تومور خودشان پرولاکتین نمی‌سازند اما به دلیل اثر فشاری ناحیه دیگر ترشح هورمون پرولاکتین صورت می‌گیرد. بیماری‌های مزمن مانند نارسایی کلیه و یا بیماری مزمن کبدی، مصرف برخی داروهای اعصاب و یا مصرف قرص استروژن نیز گاهی سبب افزایش پرولاکتین می‌شود. بیماری‌هایی مانند کم‌کاری اولیه تیروئید یا برخی مواقع ضربه یا ترومایی که به قفسه سینه وارد شود، در افزایش پرولاکتین موثر است. به هر حال وجود هر کدام از این مسایل می‌تواند علایمی دال بر افزایش پرولاکتین در خون بدهد.

این علایم عبارتند از:

اختلال عادت‌های ماهیانه به صورت پریود نامنظم و یا قطع عادت ماهیانه، با اینکه فرد حامله نیست و گاهی حتی مجرد است، ترشح شیر از پستانش دارد، وجود موهای زاید در صورت به همراه جوش صورت. اگر هورمون پرولاکتین در مردها افزایش یابد، موجب کاهش میل جنسی در اثر کاهش سطح هورمون‌های جنسی (تستوسترون) شود. دسته دیگری از علایم به دلیل آن اثر فشاری که تومور موجود در هیپوفیز ایجاد کرده، حاصل می‌شوند مانند سردرد، اختلال دید طوری که دید جانبی یا طرفین تار است. حالت تهوع و درنهایت به علت اثر فشاری روی ناحیه‌ای که هورمون‌های بیضه را می‌سازد، مشکلات کاهش میل جنسی و حتی شاید فرد با علایم مشکل غده فوق کلیوی مراجعه کند.

به هر حال اگر به دلایل بروز علایم چشمی یا زنان یا غدد به هر متخصصی مراجعه کنند، جزو تست‌هایی که از او می‌گیرند، میزان پرولاکتین هست و نگرانی تشخیص نداریم. درمان بستگی به این دارد که آیا سلول‌های تومور موجود، خودشان پرولاکتین می‌سازند (پرولاکتینوما) و یا به دلیل اثر فشاری تومور، از منطقه دیگری هورمون ساخته می‌شود. درباره اول یعنی پرولاکتینوما ابتدا سعی می‌کنیم دارودرمانی شروع کنیم تا تومور کوچک شود. اما اگر دیدیم توده دیگری است که در اثر فشار آن این ترشح پرولاکتین حاصل می‌شود حتما اقدام به برداشتن تومور می‌کنیم.

آشنایی با آناتومی جمجمه

جمجمه یک ساختار استخوانی است که در تمامی حیوانات وجود دارد که به عنوان چهارچوب سر عمل می‌کند.جمجمه ساختار صورت را حفظ می‌کند و مغز را هم از صدمه دیدن حفظ می‌کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، جمجمه بدون در نظر گرفتن استخوان متحرک فک تحتانی ، کرانیوم نامیده می‌شود. کرانیوم از دو بخش تشکیل شده است. جمجمه مغزی که بخشی از جمجمه است که وظیفه حفاظت از مغز را بر عهده دارد. و قسمت دوم استخوانهای صورت ، در جلو و پایین جعبه مغزی قرار گرفته است و اسکلت صورت را می‌سازد. استخوانهای جعبه مغزی ۸ عدد هستند ۴ عدد فرد و میانی و ۲ عدد زوج و طرفی هستند. استخوانهای صورت ۱۴ عدد هستند که ۶ عدد زوج و ۲ عدد فرد هستند.

در مجموع ۲۲ عدد استخوان ، جمجمه را تشکیل می‌دهند. در ضخامت برخی از استخوانهای سر و صورت حفرات تو خالی هوایی به نام سینوس وجود دارند که به حفره بینی مرتبط هستند. غیر از مفصل گیجگاهی فکی که تنها مفصل متحرک جمجمه است بقیه استخوانها از طریق مفاصل لیفی به یکدیگر متصل هستند.

استخوانهای فرد جعبه مغزی

استخوان پیشانی

این استخوان دارای یک صفحه افقی و یک صفحه عمودی است. بخش عمودی ، پیشانی و جدار قدامی کاسه سر را می‌سازد. سطح برونی این بخش محدب است و روی آن برآمدگیهای پیشانی دیده می‌شود. در زیر این برآمدگیها ، قوسهای ابرویی وجود دارد. سطح درونی بخش عمودی دارای چینهایی است که مربوط به چینهای نیمکره‌های مغزی است. بخش افقی این استخوان در تشکیل حفره مغزی قدامی و بخش برونی آن در تشکیل سقف کاسه چشم شرکت می‌کند.

استخوان پرویزنی

این استخوان در قسمت قدامی قاعده جمجمه و در زیر استخوان پیشانی و قدام استخوان اسفنوئید قرار دارد. دارای یک صفحه سوراخدار به نام صفحه غربالی ، یک تیغه عمودی و دو توده طرفی است . صفحه غربالی بخشی از سقف حفره بینی را می‌سازد، توده‌های طرفی در تشکیل جدار خارجی حفره بینی و جدار داخلی حفره کاسه چشمی شرکت دارند.

استخوان شب پره

این استخوان در قاعده جمجمه قرار داشته و در تشکیل حفره مغزی قدامی ، میانی و خلفی شرکت دارد. این استخوان دارای قسمتهای زیر است: تنه که در تشکیل جایگاه غده هیپوفیز و سقف حفره بینی و حلق شرکت دارد، دو بال بزرگ که دارای سوراخهایی است برای عبور عصب ماگزیلاری و عصب ماندیبولار و شریان پرده مغزی میانی ، دو بال کوچک که محل عبور عصب بینایی است و دو زایده پتریگوئید که از طرفین سطح تحتانی تنه به طرف پایین کشیده شده‌اند.

استخوان پس سری

این استخوان قسمت خلفی سقف و قاعده جمجمه را تشکیل می‌دهد. این استخوان در سر سوراخ بیضی شکل را احاطه می‌کند که از طریق آن حفره جمجمه‌ای خلفی با مجرای مهره‌ای ارتباط دارد. این استخوان دارای یک صدف است که ۴ تا حفره دارد، دو حفره پایینی با نیمکره‌های مخچه مجاور بوده و دو حفره بالایی با نیمکره‌های مخچه مجاور بوده و دو حفره بالایی با نیمکره‌های مغز مجاور هستند. در طرفین سوراخ بیضی توده‌های طرفی وجود دارد که دارای کانال زیر زبانی است که عصب زیر زبانی از آن عبور می‌کند.

استخوانهای زوج جعبه مغزی

استخوان آهیانه

این استخوان قسمتهای طرفی و سقف جمجمه را می‌سازد، این استخوانها که با یکدیگر مفصل شده‌اند، در جلو با استخوان پیشانی و در عقب با استخوان پس‌سری ، مفصل می‌گردد.

استخوان گیجگاهی

این استخوان در طرفین جمجمه قرار دارد و در تشکیل قسمت جدار طرفی و قاعده کاسه سر شرکت می‌کند. دستگاه شنوایی – تعادلی بدن در ضخامت آن قرار دارد.

استخوانهای زوج صورت

استخوانهای فک فوقانی

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، وقتی در خط وسط با یکدیگر مفصل می‌شوند آرواره فوقانی را تشکیل می‌دهند. هر استخوان فک فوقانی در تشکیل حفرات بینی ، دهان ، کف کاسه چشم شرکت دارد. این استخوان دارای یک تنه است که بزرگترین سینوس صورت را دربرمی‌گیرد و دهانه آن به حفره بینی باز می‌شود. این استخوان دارای ۴ زایده است که مهمترین آنها ، زایده کامی است که سطح فوقانی آن قسمت اعظم کف حفره بینی را می‌سازد، سطح تحتانی در تشکیل سقف دهان و قسمت قدامی آن در تشکیل کام سفت ، شرکت دارد.

استخوانهای کامی

در بخش خلفی حفره بینی و در عقب فک فوقانی قرار دارد. هر استخوان در تشکیل جداره خارجی و کف حفره بینی ، سقف دهان و کف کاسه چشم شرکت دارد.

استخوانهای گونه

در طرفین صورت قرار دارد و برآمدگی گونه را می‌سازد. هر استخوان گونه در تشکیل جدار خارجی چشم و برجستگی گونه‌ای ، شرکت می‌کند.

استخوانهای بینی

دو استخوان کوچک و تقریبا چهار گوش هستند. از نظر شکل و اندازه در افراد مختلف متفاوت‌اند. اتصال استخوانهای بینی بهم پل بینی را می‌سازد.

استخوانهای اشکی

کوچکترین و خرد شونده‌ترین استخوانهای جمجمه می‌باشند. این استخوان در تشکیل قسمتی از جدار داخلی کاسه چشم و جدار خارجی حفره بینی شرکت دارد. در بخش قدامی از سطح خارجی آن یک ناودان عمودی وجود دارد که جایگاه کیسه اشکی است.

استخوانهای شاخک تحتانی بینی

خمیده و نازک بوده به جدار خارجی حفره بینی می‌چسبد. بین شاخک تحتانی و جدار خارجی حفره بینی ، ماتوس تحتانی بینی قرار دارد که مجرای اشکی بینی به داخل آن باز می‌شود.

استخوانهای فرد صورت

استخوان تیغه بینی

استخوان نازک ، پهن و ذوزنقه ای شکل است که قسمت خلفی دیواره میانی بینی را تشکیل می‌دهد. نیمه فوقانی کنار قدامی آن با تیغه عمودی اتموئید (پرویزنی) و نیمه تحتانی آن با غضروف تیغه بینی مفصل می‌شود. کنار خلفی آن آزاد بوده و سوراخهای خلفی بینی را از هم جدا می‌کند.

استخوانها فک تحتانی

بزرگترین و قویترین استخوان صورت است که به تنهایی آرواره تحتانی را می‌سازد و با استخوانهای گیجگاهی مفصل می‌شود. دارای تنه نعل اسبی شکل و دو شاخه می‌باشد. در کنار فوقانی تنه حفراتی برای دندانها وجود دارد. شاخ فک تحتانی از انتهای خلفی تنه به سمت بالا در هر طرف کشیده می‌شود و مهمترین زایده آن زایده کوندیلار که از طریق یک دیسک غضروفی لیفی با استخوان گیجگاهی مفصل شده و تنها مفصل متحرک جمجمه را ایجاد می‌کند.

ملاجها و استخوان های لامی

ملاجها فضای نرم غشایی موقتی در استخوانهای سر هستند که در ابتدای تولد وجود دارند که بعد از تولد بسته می‌شوند. استخوان لامی در زیر زبان و بالای حنجره قرار دارد و شکسته شدن آن سبب انسداد راه هوایی می‌شود.

آشنایی با آناتومی گردن

ستون فقرات گردنی شامل هفت مهره و دیسکهای بین مهره ای است. این مهره ها با تحمل وزن سر، عامل حرکات متنوع آن نیز هستند. ریشه های عصبی مربوط به اندامهای فوقانی از میان مهره های گردن عبور کرده و سپس به نواحی بازو، ساعد و انگشتان دستان امتداد می یابند، عضلات بسیاری در ناحیه گردن وجود دارند، بعضی از آنها از ناحیه پس سری تا مهره های سینه ای کشیده شده اند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، ضعف های عضلانی، کشیدگی های عضلانی ناگهانی و بیش از حد، وضعیت های غلط در ایستادن، نشستن، خوابیدن و غیره می توانند عامل بروز دردهای ناحیه گردن باشند. دردهای گردن می توانند منشاء استخوانی، عضلانی و عصبی غیره داشته باشند.

● ساختار اسکلتی:

جزء ستون مهره ها می باشد که هفت مهره از سی و سه مهره را تشکیل می دهد .
در مهره های گردن اولین مهره ، اطلس نام دارد که دارای جسم مهره ای نمی باشد و به صورت یک حلقه استخوانی است . دومین مهره به نام اکسیس که به مهره اول متصل شده و موجب حرکات چرخش سر به چپ و راست می شود . مهره هفتم گردنی دارای بلند ترین زائده شوکی بوده و از بقیه مهره های گردن بلند تر است . در بخش خلفی گردن قابل لمس می باشد و در ضمن متمایز کننده مهره های گردنی یا پشتی است .

● آناتومی گردن

یکی از انعطاف‌پذیرترین نواحی در ستون فقرات، ناحیه گردنی (سرویکال) است. ستون فقرات گردنی شامل هفت مهره و دیسک‌های بین مهره‌ای است. این مهره‌ها با تحمل وزن سر، عامل حرکات متنوع آن نیز هستند. ریشه‌های عصبی مربوط به اندام‌های فوقانی از میان مهره‌های گردن عبور کرده و سپس به نواحی بازو، ساعد و انگشتان دست امتداد می‌یابند. عضلات بسیاری در ناحیه گردن وجود دارند. بعضی از آنها از ناحیه پس سری تا مهره‌های سینه‌ای کشیده شده‌اند.
عروق خونی، اعصاب و ساختمان‌های بالاتنه را به سر متصل می‌کنند: سرخرگ کارتید، سیاهرگ وداجی، سیاهرگ نایی، سیاهرگ مهره‌ای، غده تیروئید، اعصاب گردنی و شبکه عصبی بازویی.

این ساختمان‌ها در فضای فشرده محدودی قرار گرفته‌اند. بنابراین اگر یک منطقه آسیب ببیند، احتمالا ساختمان‌های دیگری نیز از این آسیب متأثر می‌شوند. در نتیجه زمانی که با درد ناحیه گردن مواجه می‌شوید، این احتمال وجود دارد که علت این درد به منابع دیگری مربوط شود که از جمله آنها می‌توان به تورم گره‌های لنفاوی، برجستگی دیسک بین مهره‌ای (زمانی که دیسک گردن جابجا شود)، پیچ خوردگی رباط و کشیدگی عضله اشاره کرد. با این وجود کمتر اتفاق می‌افتد که راجع به اهمیت گردن فکر کنید. در ضمن وقت کمتری را به اجرای تمرینات تقویتی گردن اختصاص می‌دهید. تنها کسانی که از اهمیت این موضوع آگاه دارند، ورزشکارانی هستند که رشته ورزشی آنها مستلزم تماس بدنی است.

● ساختار عضلانی:

عضلات جناغی چنبری پستانی ، طویل گردنی ، راست راسی قدامی ، طویل راسی و نردبانی خلفی، میانی و قدامی ، عضلات موجود در این ناحیه می باشد که حرکات تا شدن ، باز شدن و چرخش ها را برای سر شما امکان پذیر می کنند .
قوی کردن این عضلات می تواند تا حدی از درد در ناحیه گردن در میانسالی را کاهش دهد
تفاوت عمده‌ای میان عضلات گردن و عضلات اندام‌ها وجود دارد. در مورد اندام‌ها باید گفت که یک عضله (نظیر عضله بازویی چپ) به مجموعه‌ای از استخون‌ها (واقع در بازوی چپ) متصل است. برخلاف آنچه گفته شد عضلات گردن روی یک ساختمان کلی (نظیر جمجمه یا مهره‌های گردن) فعالیت می‌کنند. به این منظور، عضلات طرفین گردن طوری قرار گرفته‌اند که یک عضله در هر طرف گردن وجود دارد. گردن مرکب از چند عضله مختلف است. اما فقط چند تا از آنها به تنهایی روی مهره‌ها فعالیت می‌کنند. در این جا راجع به عضلاتی که حنجره(حاوی طناب‌های صوتی) و حلق (گلو) را تحت کنترل قرار می‌دهند بحث نمی‌کنیم.

● عضله ترقوی- ماستوئیدی

نام این عضله حاوی اطلاعات ارزنده‌ای است. زیرا محل استقرار سر ثابت و متحرک این عضله را به خوبی نشان می‌دهد. این عضله دو طرفی از دو منطقه جناغ سینه و ترقوه شروع می‌شود. ترقوی به طرف بالا و پهلو امتداد داشته، به زایده ماستوئیدی استخوان گیجگاهی متصل بوده و سر متحرک این عضله را تشکیل می‌دهد. برجستگی کوچکی که در قاعده جمجمه و پشت گوش احساس می‌کنید محل دقیق زایده مستوئیدی را به خوبی نشان می‌دهد. زمانی که یکی از عضلات ترقوی- ماستوئیدی فعال می‌شود سر به طرف عضله فعال کج می‌شود. زمانی که دو عضله با هم فعالیت می‌کنند گردن به جلو خم می‌شود و این عمل از طریق حرکت چانه به طرف سینه میسر می‌شود.

● عضله مهره‌ای رأسی

این عضله، بخشی بزرگ و فوقانی (به طرف سر) عضله مهره‌ای را تشکیل می‌دهد که در قسمت اعظم طول بخش میانی پشت امتداد دارد. بخش رأس (سر) عضله مهره‌ای از طرفین زایده‌های خاری (برجستگی وسط مهره) قفسه منشعب شده و در محل اتصال به زایده ماستوئیدی، سر متحرک عضله را تشکیل می‌دهد. زمانی که دو عضله چپ و راست با هم فعالیت می‌کنند، گردن و سر کشیده می‌شود.

● عضله نردبانی قدامی

عضله ترقوی- ماستوئیدی، عضلات نردبانی قدامی، میانی و خلفی را تا حدی پوشش می‌دهد. عضله نردبانی قدامی از زایده‌های عرضی (برجستگی کناره‌های هر مهره) بخش میانی ۳ یا ۴ مهره گردنی سرچشمه می‌گیرد. این عضله به طرف پایین و پهلو کشیده شده و سر متحرک آن در ناحیه دنده اول به وجود می‌آید. عمل این عضله سبب می‌شود منطقه گردنی ستون مهره‌ها خم شود.

● عضله نردبانی میانی

عضله نردبانی میانی بزرگ‌تر از سایر عضلات نردبانی است. سر ثابت آن در ۶ مهره گردنی قرار دارد. عضله نردبانی میانی نیز همچون عضله نردبانی قدامی به پایین و پهلو کشیده می‌شود و سر متحرک آن در دنده اول قرار دارد. بین دو عضله نردبانی میانی و قدامی، روزنه‌ای وجود دارد که توسط اعصاب و عروق خونی مهمی که به عضلات بازو و بالاتنه کشیده می‌شوند، پر می‌شود. عمل این عضله سبب می‌شود مهره‌های گردنی خم شده و به طرف مخالف بچرخند (عضلات سمت چپ، سر را به طرف راست می‌چرخانند).

● عضله نردبانی خلفی

معمولا عضله نردبانی خلفی کوچک‌تر از دو عضله نردبانی دیگر است. این عضله از پشت زایده عرضی ۲ یا ۳ مهره گردنی تحتانی منشعب می‌شود. عضله نردبانی خلفی به طرف پایین کشیده شده، بین عضله نردبانی میانی و عضله بالا برنده کتف قرار گرفته از دنده اول عبور کرده و با دنده دوم یا سوم ارتباط پیدا کرده و سر متحرک این عضله را تشکیل می‌دهد. این عضله، مهره‌های گردنی را منقبض کرده و می‌چرخاند.

● عضله طویل

نام این عضله به این علت انتخاب شده است که جزو عضلات دراز بدن است. در واقع عضله طویل، بخش فوقانی عضلات راست کننده مهره‌ها را تشکیل می‌دهد. این عضله از زایده عرض مهره‌های گردنی شروع شده و در زایده عرضی مهره‌های فوقانی (به طرف بخش فوقانی سر)، سر متحرک عضله را به وجود می‌آورد. زمانی که عضله طویل یک طرف گردن فعالیت کند، گردن به پهلو خم می‌شود؛ اما زمانی که هر دو عضله طویل با هم فعالیت کنند، عضله را نیز می‌کشند.

● اعصاب جلوی گردن :

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، پوست روی عضله ی Trapezius در پشت گردن و پوست پشت کاسه ی سر تا ورتکس شاخه های خلفی c2 تاc5 را به صورت سگمنتال دریافت می کند.

عصب اکسیپیتال بزرگ ( ( Great Occipital Nerve ازشاخه ی خلفی عصب c2 جدا می شود.

پوست جلوی گردن و همچنین طرفین گردن شاخه های قدامی اعصاب c2 تا c4 را از طریق شاخه های گردنی دریافت می کند. ضمنا این شاخه هااز زیر کنار خلفی Sternocleidomastoid ظاهر می شوند.

عصب اکسیپیتال کوچک (Lesser Occipital Nerve ) ازc2 بعد از دور زدن عصب شوکی در طول کنار خلفی عضله ای استرنوکلید و ماستویید به بالا می اید تا به پوست بخش خارجی ناحیه ی Occipital و سطح داخلی لاله ی گوش وارد می شود.

عصب جلدی عرضی (Transverse Cutaneous Nerve) ازc2 و c3 از پشت بخش میانی کنار خلفی عضله ی استر نو کلید ماستویید ظاهر می شود. سپس در عرض عضله به جلو آمده و با دادن شاخه هایی به پوست سطوح قدامی و خارج گردن از تنه ی ماندیبل تا جناغ ادامه می یابد.

عصب سوپراکلا ویکولار (Supraclavicular Nerve ) ازc3 و c4 از زیر کنار خلفی عضله ی استرنو کلید و ماستوئید ظاهر می شود ودر نیمه ی خارجی گردن به پایین آمده و باعبور از روی دیواره ی قفسه ی سینه و ناحیه ی شانه تا سطح دنده ی دوم پایین می آید.

● عصب سوپراکلاویکولار

سوپراکلاویکولارداخلی که از روی انتهای داخلی ترقوه عبورکرده وبه پوست تا صفحه ی میانی عصب دهی می کند.
سوپراکلاویکولاربینا بینی که ازروی بخش میانی تر قوه می گذرد وبه پوست دیواره ی قفسه ی سینه وارد می شود.
سوپرا کلاویکولار خارجی که از روی انتهای خارجی ترقوه می گذرد وبه پوست روی شانه و نیمه ی فوقانی عضله ی دلتوئید وارد می شود همچنین به سطح خلفی شانه تا خار کتف نیز عصب می دهد .

هورمون ‘اریتروپویتین’ افراد را ترغیب به تحرک بدنی بیشتر می کند

پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه زوریخ می گویند قرصی را ساخته اند که می تواند با ترغیب افراد به ورزش کردن، وزن آنها را پایین آورد. آنان نام این قرض را ، قرص ورزش گذاشته اند .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، این دانش پژوهان دریافتند وقتی هورمون خاصی در مغز موش ها افزایش می یابد آنها به دویدن سریع تر ترغیب می شوند.

به گفته این محققان هورمون ‘اریتروپویتین’ (Epo) در افزایش تحرکات موش ها تاثیر دارد .

این درمان بالقوه می تواند افراد مبتلا به گستره وسیعی از بیماری ها را – از چاقی گرفته تا آلزایمر- درمان کند چرا که دراین بیماری ها افزایش فعالیت بدنی می تواند نشانه های بیماری را کاهش دهد.

‘مکس گاسمن’ مجری این تحقیقات گفت: با این مطالعات نشان دادیم Epo علاقه برای ورزش را افزایش می دهد.

به گفته وی به احتمال زیاد Epo تاثیر کلی بر روی حالت فرد دارد و احتمالا می توان از آن در افراد مبتلا به افسردگی و بیماری های مرتبط نیز استفاده کرد.

نتایج این تحقیقات در نشریه FASEB منتشر شده است.

محققان دراین مطالعه سه مدل موش را مقایسه کردند: آنهایی که درمانی برایشان انجام نشد، آنهایی که هورمون انسانی Epo دریافت کردند و آنهایی که برای تولید Epo انسانی در مغزشان، دست ورزی ژنتیکی شدند.دانشمندان دریافتند دو مدل موشی که هورمون انسانی Epo در مغزشان وجود داشت سریعتر و طولانی تر از موش های گروه کنترل می دویدند.

دکتر جرالد ویزمن سردبیر نشریه FASEB در این باره گفت: اگرنمی توان ورزش را در قرص قرار داده و آن را به خورد افراد داد می توان افراد با قرص به انجام ورزش ترغیب کرد.

با افزایش قابل توجه روند چاقی در سراسر جهان باید به طور همه جانبه با این مشکل مقابله کرد و احتمالا روزی فرا می رسد که سالن های ورزشی به سادگی رستورانهای فست فود در دسترس خواهند بود.