دکتر اینترنتی

مطالب متنوع پزشکی و آموزشی

دکتر اینترنتی

مطالب متنوع پزشکی و آموزشی

آیا وسواس کودک نو پای من در مورد دسته بندی کردن اشیاء طبیعی است؟

خانم توئیت:

کودک نو پای من مبتلا به وسواس دسته بندی اشیاء شده است. او به طور مداوم اسباب بازی ها و اشیاء دیگر را دسته بندی می کند، آنها را بطور مرتب در یک خط می چیند، و یا آنها را به ترتیب رنگ، دسته بندی می کند. آیا ممکن است که او دچار اختلال وسواس شده باشد؟

پنه لوپه لیچ روانشناس کودک :

اگر چه رفتارهای دسته بندی کردن، گروه بندی کردن، و مرتب سازی کودک ممکن است بعنوان یک کار عجیب، شما را شوکه کند، اما این عمل برای یک کودک در این سن و سال کاملا طبیعی است. در واقع، توجه به شباهت ها و تفاوت های بین اشیاء و یادگیری مقایسه گروه ها، یکی از مهم ترین وظایف “شناختی” یک کودک نو پا است. فرض بر اینکه، به ردیف کردن دائم انگشتان، مرتب سازی، و گروه بندی فعالیت ها، ممکن است بعنوان حرکات غیر ارادی اندامها به نظر برسند، اما به یاد داشته باشید که او این کار را برای اولین بار قبل از انجام دادن با مغز، باید با دست انجام دهد.

اگر کودک خود را به جای اضطراب، با لذت از نزدیک تماشا کنید، ممکن است متوجه شوید که او اسباب بازی های نرم را از عروسک هایش جدا می کند، آنها را در ردیف های منظم قرار می دهد، و شاید حتی آنها را به زیر شاخه های کوچکتر تقسیم کند ( برای مثال عروسک های به شکل نوزاد در یک ردیف، و باربی ها را در ردیف دیگر). اگر خوش شانس باشید، حتی ممکن است شاهد مسائل فکری او در سطح بالاتری باشید، از جمله اینکه آیا سیب باید با توپ در یک دسته بندی قرار بگیرند (چون هر دو گرد هستند) و یا با خوراکی ها باشد (چون هر دو خوردنی هستند).

از سوی دیگر، اختلال وسواس (OCD)، به جای قدرت دادن، ناتوان کننده است. یک کودک مبتلا به OCD در تنگنا به جای استفاده از دسته بندی کردن برای به دست آوردن یک درک درست از دنیای خود، از این وسواس برای نگه داشتن این دنیا و اضطراب شدید و ترسی که از آن ناشی می شود استفاده می کند. ممکن است ساعت ها در حمام بماند و دست های خود را بشوید تا حدی که خسته شود، به عنوان مثال، تا زمانی که یک سری از آداب و رسوم پیچیده را بجا نیاورد قادر به ترک خانه نباشد. این وسواسها منجر به اثرات متقابل اجتماعی، اختلال در فعالیت های طبیعی می شود، و اغلب با مشکلات خواب، افسردگی، و عادات غذا خوردن نامنظم همراه است.

همچنین مطمئن باشید که OCD در کودکان نو پا بسیار نادر است. رفتار فرزند شما ابراز کردن است، OCD نیست بلکه نشانه یک پیش شناختی ی طبیعی و کاملا سالم است.

زوال عقل (Dementia) چیست؟

زوال عقل از بین رفتن توانایی تفکر است. دمانس عبارت است از تخریب پیش رونده کارکردهای شناختی که در زمینه‌ای از هشیاری کامل (بدون وجود دلیریوم بسته به نوع عامل آن) بروز می‌کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، دمانس از علائم بیماری و به صورت مجموعه‌ای از عملکردی‌های بد بالینی شامل اختلالاتی در حافظه، اختلال زبان، تغییرات روان‌شناختی و روان‌پزشکی، و مختل شدن فعالیت‌های روزمره تظاهر می‌یابد. امروزه حدود ۱۲ میلیون نفر در جهان دمانس دارند و انتظار می‌رود که این تعداد در سال ۲۰۴۰ به ۲۵ میلیون برسد.

دمانس ( dementia )٬ یا زوال عقل، در پزشکی و روان‌پزشکی٬ اختلال مزمن و گاهی حاد فرایندهای روانی به علت بیماری عضوی مغز، که با تغییر شخصیت و موقعیت‌ناشناسی و اختلال در حافظه و داوری و اندیشه همراه است.

شایع‌ترین نوع دمانس٬ زوال عقل سالخوردگی یا آلزایمر است. از دیگر عوامل ایجاد دمانس می‌توان به سکته مغزی٬ دلیریوم ناشی از توکسیک شدن بدن در اثر مواد مخدر و روان‌گردان و بیماری‌های ناشایع ولی معروف مانند جنون گاوی اشاره نمود.

افراد مبتلا به به زوال عقل ممکن است دچار گیجی باشند، قادر به یادآوری مطلب نباشند یا مهارت هایی که داشته اند از جمله فعالیت های عادی روزمره را از دست بدهند.

سرانجام ممکن است آنها اعضای خانواده یا دوستان را نشناسند و ممکن است این افراد مضطرب به نظر آیند.

زوال عقل در افراد سالمند شایع تر است اما، پیامد طبیعی سالمندی نیست.

علائم و نشانه های زوال عقل عبارتند از:

- از دست دادن تدریجی حافظه

- گیجی

- تفکر مبهم، شامل عدم توانایی حل مسئله

- رفتار مضطربانه یا توهمات

- گم شدن بیمار در اماکنی که قبلاً با آنها آشنا بوده است.

- بی علاقگی نسبت به انجام فعالیت های روزانه

بیماری آلزایمر

بیماری آلزایمر شایع ترین علت زوال عقل است. در افراد مبتلا به بیماری آلزایمر سلول های عصبی مناطقی از مغز که مرتبط با عملکرد حافظه است از بین می روند. همچنین در این افراد پروتئین های غیر طبیعی در برخی از سلولهای مغز تجمع می یابند.

اغلب، بیماری آلزایمر افراد سالمند را گرفتار می کند. اما گاهی اوقات ممکن است در افراد جوان تر نیز آغاز شود.

علت بیماری آلزایمر

علت بیماری آلزایمر ناشناخته است. عوامل خطر ساز برای بیماری آلزایمر شامل سابقه خانوادگی، وجود یک ژن اختصاصی و سن بالا می باشد.

سایر علل زوال عقل

زوال عقل عروقی معمولاً در اثر سکته های مغزی ایجاد می شود. در این بیماری، عروق مناطقی از مغز که مربوط به حافظه و تفکر است برای مدتی درگیر می شوند.
بعضی از بیماریها مانند پارکینسون (نوعی بیماری مغزی که باعث ایجاد لرزش و سفتی عضله می شود)

با تاثیر بر بافت مغز می توانند موجب زوال عقل شوند.

نشانه های مشابه آنچه که در زوال عقل وجود دارد، ممکن است به وسیله عوامل دیگری از جمله داروها و بعضی بیماریها ایجاد شوند.

انجام ارزیابی دقیق بوسیله پزشکی برای جستجوی عوامل قابل درمان مهم است.

درمان

تشخیص زوال عقل باعث می شود که فرد و اعضای خانواده اش نسبت به این بیماری آگاهی پیدا کنند.

بیماری زوال عقل عروقی یا آلزایمر قابل درمان نیستند. برخی دستورهای دارویی باعث کندی روند پیشرفت زوال عقل می شوند. پزشک می تواند در تصمیم گیری درباره مفید بودن دارو کمک کند.

ممکن است روزی تحقیقات پزشکی درباره پیشگیری، تشخیص زودهنگام و درمان های مؤثر بیماری آلزایمر و سایر موارد زوال عقل کمک کننده باشد.

عوامل‌ افزایش‌دهنده‌ خطر:

۱. سن‌ بالای‌ ۶۰ سال‌

۲. بالا بودن‌ فشار خون‌ یا بیماری‌ آترواسکلروز (تصلب‌ شرایین‌)

ـ پیشگیری‌:

۱. در مورد بیماری‌های‌ زمینه‌ای‌ باید درمان‌ مناسب‌ انجام‌ شود.

۲. خود را در برابر آسیب‌ به‌ سر محافظت‌ کنید. در اتوموبیل‌ کمربند ایمنی‌ را ببندید. به‌ هنگام‌ راندن‌ دوچرخه‌، موتورسیکلت‌، و ورزش‌های‌ پر برخورد از کلاه‌ ایمنی‌ استفاده‌ کنید.

۳. برای‌ پیشگیری‌ از آترواسکلروز، سیگار نکشید، چربی‌ کمتر بخورید، مرتباً ورزش‌ کنید، و هر مقدار که‌ می‌توانید استرس‌ خود را کم‌ کنید.

۴. از پزشک‌ خود درباره‌ اقدامات‌ پیشگیرانه‌ راهنمایی‌ بخواهید.

ـ عواقب‌ مورد انتظار:

این‌ بیماری‌ در حال‌ حاضر علاج‌ناپذیر است‌. مصرف‌ داروها ممکن‌ است‌ از بدتر شدن‌ بیماری‌ جلوگیری‌ کند، اما نمی‌تواند آن‌ مقدار از کارهای‌ مغز که‌ از دست‌ رفته‌ است‌ را دوباره‌ برگرداند.

ـ عوارض‌ احتمالی‌:

عفونت‌ها، یبوست‌، زمین‌ خوردن‌ و صدمات‌ دیگر، و تغذیه‌ نامناسب‌. این‌ عوارض‌ به‌ این‌ علت‌ ایجاد می‌شوند که‌ فرد بیمار نمی‌تواند از خود مراقبت‌ کند.

ـ درمان‌:

۱. تغییرات‌ رفتاری‌ اولیه‌ را متوجه‌ شوند و سریعاً به‌ پزشک‌ اطلاع‌ دهند.

۲. برای‌ بیمار یادآورهایی‌ مثل‌ ساعت‌، تقویم‌ روزانه‌، یا برچسب‌ اسامی‌ فراهم‌ کنند. به‌ بهداشت‌ وی‌ کمک‌ کنید.

۳. تغییرات‌ در محیط‌ اطراف‌ و کارهای‌ روزانه‌ را به‌ حداقل‌ برسانید.

۴. بیمار را تشویق‌ به‌ فعالیت‌ها و تماس‌های‌ اجتماعی‌ نمایید.

۵. با احترام‌ و مهربانی‌ با بیمار رفتار کنید.

۶. در صورتی‌ که‌ بیمار نتواند به‌ مراقبت‌ از خود بپردازد، باید یک‌ محیط‌ حفاظت‌ شده‌ و بدون‌ پیش‌ داوری‌ فراهم‌ شود. اگر نتوان‌ بیمار را در خانه‌ نگاه‌ داشت‌، باید وی‌ را به‌ یک‌ مرکز نگهداری‌ مناسب‌ انتقال‌ داد.

۷. مرتباً برای‌ ملاقات‌ پیش‌ وی‌ بروید حتی‌ اگر شما را نشناسد.

۸. برای‌ افراد خانواده‌ نیز می‌توان‌ جلسات‌ مشاوره‌ یا روان‌ درمانی‌ ترتیب‌ داد.

ـ داروها:

داروهایی‌ که‌ برای‌ درمان‌ سایر بیماری‌ها مورد استفاده‌ قرار می‌گیرند ممکن‌ است‌ باعث‌ گیجی‌ یا خواب‌آلودگی‌ شوند؛ از پزشک‌ خود در مورد تغییر یا قطع‌ مصرف‌ آنها سؤال‌ کنید. داروی‌ مناسب‌ برای‌ درمان‌ بیماری‌ زمینه‌ای‌.

ـ فعالیت‌:

بیمار را تشویق‌ کنید تا حدی‌ که‌ می‌تواند فعالیت‌ داشته‌ باشد. خانه‌ را از جهت‌ احتمال‌ بروز حوادث‌ ایمن‌ کنید. در زمینه‌ جلوگیری‌ از گم‌ شدن‌ بیمار اقدامات‌ لازم‌ را به‌ عمل‌ آورید.

ـ رژیم‌ غذائی‌:

بیمار باید یک‌ رژیم‌ غذایی‌ متعادل‌ داشته‌ باشد.

ـ در این‌ شرایط‌ به‌ پزشک‌ خود مراجعه‌ نمائید:

اگر شما متوجه‌ علایم‌ زوال‌ عقل‌ در یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ شده‌اید

چگونه افسردگی را از خود دور کنیم

افسردگى (DEPRESSION) حالتى احساسى است که مشخصه‏اش اندوه، بى‏احساسى (APATHY) ، بدبینى (PESSIMISM) و احساس تنهایى است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، خشم، شادی و غم بخش های جدایی ناپذیر انسانند. احساسات انسان همان قدر که ناشی از محیط اطراف است به درون آن ها نیز برمی گردد.

گرچه افراد بسیاری بر این باناورند که افسردگی تنها از عوامل بیرونی ناشی می شود و متاثر از وضعیت های ناگوار است؛ علم جدید نشان می دهد که در موارد زیادی تنها تغییرات اعصاب مرکزی و آسیب های وارد بر آن، بدون ارتباط با اتفاقات بیرونی، باعث بروز علائم افسردگی شده اند.

افسردگی احساس فراگیری است که باعث ایجاد رنج و ناتوانی زیادی می شود و بیماری شایعی است که از سالیان پیش مورد توجه پزشکان بوده است و علائم و نشانه های آن را به خوبی می شناسند و خوشبختانه درمان های موثری نیز برای آن وجود دارد.

علایم و نشانه¬های افسردگی :

خلق افسرده :

مهمترین ویژگی افسردگی احساس غم و اندوهی است که فرد در اکثر ساعات آن را حس می کند و حداقل به مدت دو هفته به طول می انجامد. این غم و اندوه با احساس غمگینی مختصری که به صورت کوتاه مدت و در اثر اتفاقات ناخوشایند روزانه رخ می دهد، متفاوت است.

کاهش حس لذت بردن :

عدم و یا کاهش لذت بردن از فعالیت هایی که فرد قبلاً از انجام آنها احساس خوشایندی داشته است. مثلاً فرد ورزشکاری که دیگر از انجام حرکات ورزشی لذت نمی برد.

احساس پوچی و بی ارزشی : فرد خود را آدمی بی ارزش و سربار خانواده و جامعه می بیند و حس زیادی بودن به وی دست می¬دهد.

احساس گناه :

فرد به صورت نامتناسبی حس گناه دارد و بر این باور است که همه کارهای وی سبب آزار و اذیت دیگران است.

احساس بلاتصمیمی :

فرد دیگر در مورد مسایل روزمره زندگی خود مثل سابق توانایی تصمیم گیری و مدیریت ندارد.

احساس ناامیدی :

فرد مبتلا آینده خود را تباه شده می بیند و هیچ آینده خوبی برای خود و اطرافیانش متصور نیست.

احساس درماندگی :

فرد مبتلا هیچ راه حلی جهت برون رفت از مشکلات و وضعیت نامناسب فعلی نمی بیند و مثل کسی است که تمامی درها به روی او بسته شده است.

آرزوی مرگ :

فرد آرزوی مرگ دارد و دیگر علاقه ای به ادامه زندگی ندارد و در بعضی مواقع به علت شدت افسردگی حتی افکار خودکشی و یا اقدام به خودکشی دارد.

خستگی زودرس و کاهش انرژی :

فرد مبتلا همیشه حس می کند که توان و انرژی وی کم شده است و در طی انجام فعالیت های معمول زندگی زود خسته می شود.

تغییرات اشتهاء :

اغلب فرد دچار کاهش اشتها می¬شود اما در بعضی مواقع افزایش اشتهاء نیز دیده می شود. به طور کلی کاهش یا افزایش غیرعادی اشتها می¬تواند همراه با تغییرات وزن باشد.

تغییرات الگوی خواب:

فرد اغلب دیر به خواب می رود. در طی خواب مکرراً بیدار می شود و از خواب خود لذت نمی برد. البته بعضی مواقع افزایش خواب و خواب آلودگی نیز می تواند علامتی از افسردگی باشد.

کاهش تمرکز و حافظه :

فرد مبتلا در انجام کارهایی مثل مطالعه ، خیاطی و آشپزی و … تمرکز لازم را ندارد و حس می¬کند که فراموشکار شده است.

کندی روانی حرکتی : فرد هم در اعمال و حرکات و هم در سرعت فکر و تصمیم گیری دچار کندی می شود. به طوری که این کندی توسط اطرافیان بیمار قابل ملاحظه است.

برای مبارزه با افسردگی اقدامات زیر بسیار کمک¬کننده است :

رفتارهای خود را تغییر دهید : وقتی افسرده هستیم، انجام فعالیت های روزمره برای ما طاقت فرسا است. با این حال، سازماندهی و برنامه ریزی برای آنها به روشی که بتوان آنها را گام به گام به مرحلۀ اجرا درآورد، بسیار مفید خواهد بود.

تجزیه مشکلات به اجزای کوچک تر :

فرض کنید مجبورید به خرید بروید، سعی کنید قبل از شروع به خرید، به تمام چیزهایی که می خواهید بخرید، فکر نکنید. در مقابل اولین کاری که باید بکنید این است که سری به آشپزخانه بزنید و فهرستی از چیزهای مورد نیاز تهیه کنید. وقتی این کار را انجام دادید می توانید با کمک آن در فروشگاه هرچه را که نوشته¬اید به راحتی تهیه کنید.

برنامه ریزی برای فعالیت های مثبت :

فعالیت های ساده ای که انجام آنها باعث خوشحالی شما می شود. به عنوان مثال، اگر دوست دارید به پارک بروید در آنجا کتاب بخوانید، یا به دیدن دوست خود بروید، یا قدم بزنید و برای انجام این فعالیت ها برنامه ریزی کنید.

سازش با ملالت :

بعضی از افسردگی ها ناشی از ملالت و خستگی هستند. زندگی برای بعضی از افراد افسرده، خسته کننده و تکراری شده است. در این خصوص می¬شود فکر کرد که چه فعالیت هایی را مایلید انجام دهید تا از این ملالت خارج شوید. مثلاً یک زن خانه دار می تواند طوری برنامه ریزی کند که بیشتر بیرون بروند و تماس و معاشرت بیشتری با دیگران پیدا کنند.

افزایش فعالیت جسمانی : فعالیت های جسمانی به ویژه در زمان خشم یا ناکامی مفید هستند.

منحرف کردن افکار :

گروهی از افراد غیرافسرده تصمیم می¬گیرند تجربه زیر را انجام دهند. از آنها خواسته می¬شود هر شب به افکار و تخیلات جنسی بپردازند. فکر می¬کنید برای بدن و احساس آنها چه اتفاقی خواهد افتاد؟ در این صورت، آنها متوجه خواهند شد که وقتی به تخیلات جنسی می پردازند، بدنشان در نتیجه ترشح هورمون های خاصی در مغز از نظر جنسی برانگیخته می شود تا آنها را برای انجام اعمال جنسی آماده کند. افکار افسردگی زا نیز می توانند نوعی برانگیختگی بدنی ایجاد کنند و مواد شیمیایی ترشح شده در مغز را تحت تأثیر قرار دهند.

حال همان افراد غیرافسرده می توانند با گرفتن دوش آب سرد یا منحرف کردن افکار خود به موضوعات دیگر، به کنترل افکار جنسی خود بپردازند و از برانگیختگی بیشتر جلوگیری کنند. به همین قیاس می¬توان این روش را برای افسردگی نیز به کار گرفت.

ایجاد کردن فضای شخصی :

گاهی ما احساس می کنیم همه وقتمان صرف برطرف کردن نیازهای دیگران می شود و به همین دلیل فرصتی برای رسیدگی به خودمان نداریم. در این صورت بیش از حد برانگیخته می شویم و دوست داریم از موقعیت فرار کنیم.

اگر می خواهید فرصتی برای خود داشته باشید، سعی کنید با اعضای خانواده و کسانی که به شما نزدیکتر هستند صحبت کنید. آنها را در جریان بگذارید. به آنها بگویید که این امر به معنای رد کردن آنها نیست و این برای شما یک انتخاب مثبت است تا بتوانید فرصت بیشتری برای رسیدگی به خود و نیازهایتان داشته باشید.

شناختن محدودیت های خود : سعی کنید این نکته را بفهمید که شما چه در نقش والدین باشید که با تربیت فرزندان سرو کار دارید و چه کسی که در محیط کار سعی می کند به وظایف خود عمل کند، در میزان فعالیتی که می¬توانید انجام بدهید، محدودیت دارید.

مدارا کردن با مشکلات خواب : خواب در افراد مختلف متفاوت است. هرگز از اینکه نمی¬توانید به اندازه کافی بخوابید، نگران نباشید. مشکلات خواب انواع مختلف دارد. بعضی از افراد نمی¬توانند زود به خواب بروند، بعضی از افراد صبح خیلی زود از خواب بیدار می شوند، بعضی ها هم یکی دو ساعت بعد از به خواب رفتن بیدار می¬شوند، بعضی از افراد نیز خواب سبکی دارند.

خواب نیز همانند رفتارهای دیگر نیاز به تنظیم و اداره کردن دارد. خوردن یک لیوان شیر قبل از رفتن به رختخواب می تواند در نحوه خواب شما موثر و مفید باشد. مطمئن شوید که رختخوابتان راحت است و هوا در اتاق جریان دارد. حتماً برنامه ریزی کنید.

هیچ وقت تا دیروقت کار نکنید، زیرا فکرتان مشغول کارهایی می شود که انجام می دهید و به همین دلیل نمی¬توانید به راحتی بخوابید. در برنامه ریزی برای خوابیدن، نیم تا یک ساعت قبل از خواب، سعی کنید راحت و آرام باشید. برای این کار می توانید به موسیقی آرام بخش گوش کنید یا به تمرین آرمیدگی بپردازید.

اگر امکان دارد قبل از خواب کتاب بخوانید. در طول روز ورزش های سبکی انجام دهید. از مصرف نوشیدنی های محرک خصوصا در ساعات نزدیک به خواب، اجتناب کنید. اگر خوابتان نمی برد هرگز در رختخواب نمانید و در مشکلات خود غرق نشوید.

مدارا با بدن خود: یاد بگیرید که با بدن خود با مدارا و احترام رفتار کنید. به جسم خود یاد بدهید چگونه آرام باشد و آن را تمرین دهید و خوب به تغذیه¬اش بپردازید. گاهی افسردگی ناشی از بعضی شرایط جسمانی است.

بعضی از این شرایط جسمانی عبارتند از: نقص در کارکرد غده تیروئید، کم¬خونی، کمبود ویتامین ها (مثلاً ب ۱۲)، مشکلات هورمونی، سکته، عوارض استفاده از بعضی از داروها.

داروهای ضدافسردگی: بسیاری از مردم نگرانند تا مبادا به داروهای ضدافسردگی اعتیاد پیدا کنند، ولی باید بگوییم این داروها اعتیادآور نیستند.

عوارض جانبی و ناراحت کننده استفاده از این داروها، به واسطه اثرات سودمندی که ممکن است بر خلق و خوی شما بر جای بگذارند، متعادل و خنثی می شوند.

رژیم غذایی سالمی داشته باشید : افراد افسرده، رژیم غذایی ضعیفی دارند. سعی کنید رژیم غذایی سالم و متعادلی داشته باشید و از میوه¬های تازه، سبزیجات و درصد بالایی از کربوهیدرات¬ها (از قبیل ماکارونی، نان و سیب¬زمینی)، در برنامه غذایی خود استفاده کنید؛ زیرا این غذاها انرژی خود را به آهستگی آزاد می¬کنند و ممکن است باعث افزایش برخی مواد شیمیایی در مغز شوند که در هنگام افسردگی کاهش یافته¬اند.

ورزش کنید : شواهد زیادی وجود دارند که نشان می¬دهند ورزش می¬تواند برای درمان افسردگی¬های خفیف تا متوسط، بسیار مفید و سودمند باشد، زیرا باعث افزایش تولید برخی مواد شیمیایی در مغز می¬شود.

از میزان الکل مصرفی خود بکاهید : مصرف الکل می¬تواند باعث ایجاد افسردگی شود، بنابراین بهتر است از میزان الکل مصرفی خود بکاهید، به ویژه اگر هدفتان از خوردن مشروبات الکلی کنترل خلق و خو باشد.

محرک و سایر داروها : اگر از محرک¬ها استفاده می¬کنید، سعی کنید آن را کنار بگذارید، حتی اگر قهوه باشد، که یک ماده محرک خفیف است.

مسکن¬ها : استفاده از مسکن هرچند وقت یک¬بار مفید است. با این حال، اگر به مدت طولانی از داروهای مسکن استفاده می¬کنید، باید به فکر ترک آنها باشید

توصیه‌هایی که به شما کمک می‌کند تا بر افسردگی غلبه کنید

۱- سعی کنید هر روز سر ساعت خاصی از خواب بیدار شوید، حتی اگر دلتان نخواهد، به محض بیدار شدن از رختخواب بیرون بیایید.

۲- از نرمش و ورزش غفلت نکنید:

هر کاری که شامل فعالیت و تحرک جسمی باشد، حالتان را بهتر خواهد کرد. اگر هنگام پیاده روی افکار منفی به شما هجوم آورد به ورزش دیگری بپردازید.

نرمش و ورزش‌های موسوم به ایروبیک (ورزش‌های هوازی) و شنا بسیار مفید می‌باشند. تمرینات بدنی منظم قوی‌ترین عامل طبیعی است که می‌تواند افسردگی را برطرف سازد.

ثابت شده است که تمرینات منظم موجب افزایش میزان ماده‌ای به نام اندروفین در مغز می‌شود. ماده‌ای قوی که به طور طبیعی باعث تقویت و بهتر شدن روحیه فرد می‌گردد. نگرانی و اضطراب را کاهش می‌دهد.

خواب را تنظیم می‌کند و به شما آرامش می‌بخشد. موجب فعالیت ذهنی مثبت می‌شود. احساسات فروخورده و سرکوب شده و انباشته شده را آزاد می‌سازد. افسردگی خفیف را درمان می‌کند. نگرش فکری و عزت نفس را بهبود می‌بخشد. عملکرد قلب را تقویت می‌کند. فشار خون را پایین می‌آورد. عمل انتقال اکسیژن به سراسر بدن را بهبود می‌بخشد. از پوکی استخوان جلوگیری می‌کند. موجب کنترل قند خون می‌شود.

اگر تمرینات بدنی انجام نمی‌دهید و بالاتر از ۴۰ سال سن دارید یا مبتلا به بیماری خاصی هستید قبل از شروع تمرینات بدنی به یک پزشک متخصص مراجعه کرده و مطمئن شوید که از تندرستی کامل برخوردارید و انجام تمرینات بدنی به رایتان زیان بخش نخواهد بود.

۳- اعتقادات مذهبی خود را تقویت کنید و به خدا توکل کنید. همچنین در مراسم مذهبی و فعالیت‌های اجتماعی شرکت کنید.

۴- وظایف یا کارهای دشوار و بزرگ را به قسمت‌های کوچک تقسیم کنید. الویت بندی کنید و آنچه را می‌توانید انجام دهید.

۵- اهداف واقع بینانه ای داشته باشید. اهداف سخت و مشکل برای خود تعیین نکنید و مسئولیت بیش از حد را به دوش نگیرید. از خود انتظار زیادی نداشته باشید. هر روز یک هدف کوچک برای خود تعیین کنید و سعی کنید به آن برسید.

به یاد داشته باشید اگر افسردگی انرژی و انگیزه ما را کاهش می‌دهد، انجام حتی یک کار کوچک در روز به شما کمک می‌کند احساس بهتری راجع به خود داشته باشید.

اهداف خود را با عباراتی مثبت بیان کرده و در عبارات خود از کلمه منفی استفاده نکنید.

به جای اینکه بگویید من دیگر قند، شیرینی، بستنی و سایر خوراکی‌های چاق کننده را نخواهم خورد بهتر است بگویید من از خوردن خوراکی‌های سالم و مغزی که کالری کمتری دارند لذت می‌برم.

۶- سعی کنید با دیگران معاشرت کنید :

کنار دیگران بودن به مراتب بهتر از تنهایی است و به شما کمک می‌کند. وقتی حوصله ندارید شاید خوشتان نیاید با دیگران صحبت کنید ولی بهتر است بدانید در چنین شرایطی حرف زدن با دیگران می‌تواند به شما کمک کند. با کسی که دوست دارید و در مورد موضوعی که دوست دارید، صحبت کنید.

۷- سعی کنید حالت چهره خود را تغییر دهید :

پژوهش گران نشان داده‌اند که حالت صورت شما می‌تواند احساسات را تغییر دهد. پس لبخند بزنید و اگر بی اختیار اخم کرده‌اید، اخم‌هایتان را باز کنید.

۸- هر بار کاری را خوب انجام می‌دهید و یا هر وقت که حالتان خوب است، احساس و افکار خود را یادداشت کنید. به مرور این نوشته‌ها در زمان‌هایی که احساس خوبی ندارید به شما نشان می‌دهد که این حال بد شما پایدار نبوده و مدتی بعد احساس بهتری خواهید داشت.

۹- بپذیرید که هر فرد توانایی‌ها و خصوصیات متفاوتی دارد. روی خصوصیات خاص خود تاکید کنید.

۱۰- از یک متخصص کمک بگیرید :

بزرگ‌ترین کمک به افراد افسرده این است که آن‌ها را ترغیب کنیم تا از دیگران کمک بگیرند. افراد خانواده و دوستان بیمار افسرده را تشویق و ترغیب کنند تا درمان را شروع کنند و خود را از درد و رنج‌های ناشی از بیماری نجات دهد. در مورد بیماران افسرده، هرگونه حرف، اقدام یا فکر مربوط به خودکشی را نادیده نگیرید و از یک متخصص کمک بخواهید.

۱۱- تغذیه مناسب:

ارتباط ظریف و اساسی بین جسم و روح وجود دارد. تغذیه مناسب نه تنها به بهبود کیفیت جسم کمک می کند بلکه روح را نیز ارتقا می بخشد. اختصاص بخش اعظمی از تغذیه به میوه ها و سبزیجات تازه و غلات بسیار مفید است. بهتر است مصرف چربی و شیرینی جات را محدود کنید.

بعضی مطالعات حاکی از این حقیقت است که اسید چرب امگا ۳ و ویتامین B12 به تغییر خلق و خو و رفع افسردگی کمک می کند.

یکی از بارزترین علایم افسردگی اضطراب می باشد و مصرف بیش از اندازه کافئین باعث بروز عصبیت، دلهره و اضطراب می شود. محدود کردن موادی مثل قهوه، چای، شکلات و… می تواند تغییر به سزایی در بهبود خلق و خو داشته باش

۱۲- اکتشاف خلاقیت:

نقاشی، عکاسی، بافندگی و یا نویسندگی فعالیت هایی هستند که فرد با انجام آن می تواند احساس درونی خود را بهتر بیان کند.

خلاقیت احساس خوبی در فرد ایجاد می کند. هدف خلق شاهکار نیست. بلکه انجام کاری است که ایجاد لذت می کند و رضایت خاطر بیشتری به همراه دارد.